شنبه ۰۴ آذر ۱۳۹۶ , 25 November 2017
تاریخ انتشار : ۲۲ آبان ۹۶
ساعت انتشار : ۴:۴۱ ب.ظ
چاپ مطلب
بررسی روایی؛

آیا روایت ارتباط افزایش زنا و وقوع زلزله معتبر است؟

آیا حدیث معتبری داریم که بگوید ” هرگاه زنا زیاد شود زلزله می آید”؟ آیا حوادث طبیعی عذاب الهی هستند؟

به گزارش ماسال نیوز؛  اسلام ملکی معاف از کارشناسان علوم قرآنی و حدیث همزمان با وقوع زلزله مصیبت بار کرمانشاه و مرگ تعداد زیادی از هموطنان در واکنش به انتشار برخی روایات درباره چرایی وقوع زلزله و در پاسخ به یک سوال مطرح شده در اذهان مردم نوشت:

پرسش:
آیا حدیث معتبری داریم که بگوید ” هرگاه زنا زیاد شود زلزله می آید”؟ آیا حوادث طبیعی عذاب الهی هستند؟

پاسخ :
در برخی از کتب حدیث با سند ضعیف نقل شده است که «إِذَا فَشَا الزِّنَا ظَهَرَتِ الزَّلْزَلَهُ» یعنی «اگر زنا فراگیر {یا علنی} شود زلزله پدیدار می‌گردد» اما در این مورد دستکم باید به چند نکته توجه کرد:
۱ – این روایت فاقد سندهای متعدد یا صحیح و موثق است و از این رو نباید «قاطعانه» آن را به معصومان(ع) نسبت بدهیم یا به عنوان «حدیث معتبر و قطعی» نشر کنیم. (کلینی، الکافی ، ج۲ ، ص۴۴۸ و صدوق ، من لا یحضره الفقیه ، ج۱ ، ص۵۲۴)
۲ – این روایت – حتی اگر از سند صحیحی برخوردار بود – نباید به این معنا تفسیر شود که «همه زلزله ها، مجازاتِ گناه زنا هستند» زیرا این روایت در پی تبیین علت «همه زلزله ها» یا به دنبال «انکار عوامل طبیعی» نیست بلکه می‌تواند به این معنا باشد که «برخی از زلزله‌ها بخاطر فراگیر یا علنی شدنِ زنا است» که البته همین نیز معلوم نیست.
۳ – خداوند برای هر گناهی ممکن است انواع عذاب ها را به تناسب اشخاص و شرایط آنها در نظر بگیرد زیرا دست او برای مجازات کردن باز است. دلیل قاطع دینی نداریم که بگوییم هرجا « زنا » شود حتما خداوند آنان را با « زلزله » مجازات می کند یا هرجا « زلزله » رخ داد پس حتما در آنجا « زنا » رواج یافته بود. چه بسا کسانی زنا کنند اما عذاب آنان به این گونه باشد که محبت و عشق بین زن و شوهرها از بین برود یا معنویات از زندگی آنان رخت بربندد یا برخی از زناکاران دچار فقر گردند و برخی دیگر ثروتمند ولی گمراه شوند و عده ای دیگر جوانمرگ گردند و برخی در اثر حوادثی غیر از زلزله وفات کنند و برخی از عمرهای دراز برخوردار شوند تا گناهانشان بیشتر شود و در آخرت به عذاب شدید دچار گردند. خداوند برای عذاب کردن مردم عجله ندارد زیرا می داند که هیچ گناهکاری از دست او نمی تواند بگریزد. بنابراین ما انسان های عادی که از «غیب» خبر نداریم از نظر شرعی نباید «آنچه را نمی دانیم با قاطعیت بیان کنیم» و درباره «مصداق ها» سخن بگوییم زیرا قرآن می فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً » ترجمه: « ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید و سخنِ استوار و درست بگویید »(سوره احزاب: ۷۰)
۴ – در قریب به اتفاق مواردی که با افراد آسیب دیده در حوادث مختلف برخورد می کنیم نباید ادعا کنیم که «این آسیب دیده ها ، حتما گناهکار بوده اند» زیرا «علم غیب» نداریم. اظهارنظر کردن درباره مصادیق ، غالبا «ادعای سطحی و جاهلانه» و « پیروی از ظنّ و گمان» خواهد بود که به فرموده قرآن ، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم … » ترجمه: «ای اهل ایمان! از گمان ، بسیار بپرهیزید که برخی از گمان ها گناه هستند …» (سوره حجرات: ۱۲)
۵ – قرآن به ما آموخته که خداوند بلا و مصیبت را برای همه انسان ها – خواه مومن یا کافر باشند – قرار داده است. این حوادث برای برخی از مردم ، آزمون و امتحان است که اگر شکیبایی و صبر کنند از پاداش عظیم الهی برخوردار می شوند و برای برخی دیگر ، کفّاره گناهان است تا در آخرت آسوده باشند و شاید برای برخی نیز عذاب باشد. حضرت ایوب(ع) داغدار عزیزترین کسانِ خود شد ولی صبر کرد و از لطف پروردگار بهره مند شد. پیامبر اسلام(ص) نیز در طول عمر خود دستکم وفات ۶ فرزند خود را به چشم دیدند و در فراق آنان اشک ریختند. قرآن تصریح فرموده که شماری از پیامبران به دست ظالمان و کافران به شهادت رسیدند. بنابراین نباید هر مصیبتی را «قاطعانه» دلیل بر «عذاب» و «خشم الهی» دانست بلکه هر مصیبتی که از صبر انسان نکاهد و به ایمان او بیفزاید و بهانه ای برای راز و نیاز و طلب بخشایش از درگاه خداوند باشد بی تردید یک نعمت معنوی و سرشار از برکات الهی است.