پنج شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۷ , 13 December 2018
تاریخ انتشار : ۰۹ اردیبهشت ۹۲
ساعت انتشار : ۶:۳۶ ب.ظ
چاپ مطلب

نتیجه دو تصادف مرگبار؛ ۲ کشته در ۲۴ ساعت

در 24 ساعت گذشته، در اثر دو تصادف مرگبار ناشی از بی احتیاطی و سرعت بالا در شهرستان ماسال دو جوان ماسالی جان خود را از دست دادند.

به گزارش پایگاه خبری و تحلیلی ماسال، دو تصادف مرگبار طی ۲۴ ساعت گذشته در شهرستان ماسال متأسفانه جان دو جوان ماسالی را گرفت.

این تصادفات در اثر سرعت زیاد و عدم توانایی راننده در کنترل فرمان رخ داده است.

در یکی از تصادفات که حوالی ساعت ۲۲ شب گذشته، در مسیر ماسال به شاندرمن و مقابل بیمارستان رسالت رخ داد در اثر برخورد اتومبیل به تیر چراغ برق و افتادن تیر بر روی ماشین، راننده ماشین جان سپرد و تنها مسافر سرنشین این اتومبیل به شدت مجروح شد.

در این حادثه متأسفانه محمد رسول مرادخانی از فعالین فرهنگی و مذهبی شهرستان و از اعضای فعال بسیج و هیئت محبین ولایت ماسال در دم جان سپرد.

همچنین در حادثه ای دیگر، عصر دیروز سجاد یوسفی، دیگر جوان ماسالی در اثر سانحه تصادف جان سپرد.

پایگاه خبری و تحلیلی ماسال، درگذشت این دو جوان را به خانواده های محترم و عزادار و بازماندگان آنان تسلیت می گوید و غفران الهی را برای آنان آرزو می کند.

 

انتهای پیام/


3 ديدگاه

  1. دوست محمد گفت:

    پدرت تو را محمد، همنام رسول خدا نامید تا حمد خدا گویی و با اکسیر لبخند و مهربانی و کیمیای تزکیت، ردای خلیفگی بر تن نموده و ندای انسانیت سر داده و اشرف مخلوقات گردی!

    و تو چه زود کوله بارت بر بستی و هوس سفر نمودی؟! هیچ می دانی نبودنت چه سخت بر کنج خیالم می نشیند؟ هرگز رفتنت را باورم نمی آید! آخر تو بگو زین پس با خاطراتت چه کند این دل ویران من؟

    بغض بی تو بودن سخت گلویم را می فشارد. سینه ام شرحه شرحه، دلم بسیار گرفته است. در بهار شکفتن و رویش بنفشه در کوهساران، آنگاه که صدای عندلیبان با آخرین لالایی حزن انگیز مادرت عجین گشت، بند بند استخوانم از هم گسست.در آن هنگام بود که سینه تنگم شراره آتش شد و از چشمانم سیلی از جیحون باریدن گرفت و گونه هایم را آبیاری نمود تا حس بودنت در دلم جوانه زند.

    با چشم هایی که جوشش دمادم اشک تارش نموده بود تو را بر روی دستانمان دیدم که بال می گشودی و سوی حضرت دادار پر می کشیدی. و چه نسیم نرم و مهربانی وزیدن گرفته بود، همچون نفس فرشتگان!

    راستی یادم رفت بگویم؛ بیرق مولایم به تنت چه می آمد…

    به قلم: فــریاد سکوت
      http://fekrehesabi.blogfa.com/post-114.aspx

  2. داغدار گفت:

    دریای غم ما جز با صبر آرام نمی گیرد
    فقدان برادر مانند موجی است که مهارش جز با توکل بر خدا نمی شود

  3. داغدار گفت:

    تسلیت هیچ نیست در مقابل غم ما/ دریغ که ما فقط همین کلمه را داریم
    غم از دست دادن دوست کمر شکن است / خدا هر مصیبتی دهد صبرش را هم می دهد

تست
تست