جمعه ۰۲ فروردین ۱۳۹۸ , 22 March 2019
تاریخ انتشار : ۰۸ اسفند ۹۷
ساعت انتشار : ۱۰:۰۱ ب.ظ
چاپ مطلب
به نام خداي شهيدان

بر مزار شهيدان گمنام شاندرمن (۱)

نویسنده : قربان صحرائي چاله‌سرائي

شايد بتوانيم بگوئیم که اگر به صورت مصداقي بشود از «انتظار» حسّ ملموسي نشان داد بهترين نمونه برای مثال ذکري از خانواده‌ي معزز شهيدان گمنام، بخصوص «مادر شهيد گمنام» و «مادران شهداي گمنام» است.

به گزارش ماسال نیوز؛ شايد بتوانيم بگوئیم که اگر به صورت مصداقي بشود از «انتظار» حسّ ملموسي نشان داد بهترين نمونه برای مثال ذکري از خانواده‌ي معزز شهيدان گمنام، بخصوص «مادر شهيد گمنام» و «مادران شهداي گمنام» است. چه آنکه آنان، اندکي بيش و کم از ۳۵ سال پيش جگرگوشه‌شان را رهسپار کردند تا در مرز حق و باطل، سمت حق بايستد و بر باطل بتازد. امّا خدا اينگونه پسنديد در نبرد اسلام و کفر آن جگرگوشه، خلعت شهادت بر تن کند و به افلاک رود و هيچ نشاني از وي براي عزيزان، حتي مادرش نيايد.
از «شهيد گمنام» هيچ اثري باز نگشت؛ نه پلاکش، نه کوله‌اش، نه لباسش، نه قمقمه‌اش، نه چفيه‌اش، نه پوتينش، و نه هيچ چيز ديگر. تو گويي خدا هستي و جان شهيد را با تمام ابزار دنيايي و عاريتي‌اش مي‌پسنديد و مي‌پسندد تا آنگونه و با همان تجهيزات ساده و معمولي در محضرش حاضر شود و از نعمات بهشتي‌اش متنعم گردد.
و از طرفي انگار خدا دوست دارد مادر شهيد گمنام را در «انتظاري» ممتد و بي‌انتها، گاه به دارازي يک چلّه چشم‌انتظاري، ديده بر در تماشا کند. مادري که چشم به در دوخته است تا مگر برسد خبري شيرين از وصلي عاشقانه.
گرچه برخي از مادران شهيدان گمنام در فراقي قريب به چهل ساله همچنان چشم به در دوخته‌اند تا مگر نسيم صبا از آن سوي بگذرد و عطري از يوسف گمگشته‌اش به مشام منتظر مادر برساند، ولي بسياري از مادران در اين انتظار طولاني و طاقت‌فرسا پلک بر چشم ننهادند تا اينکه با همان چشم‌انتظاري به سوي معبود رهسپار شدند بلکه در روضه‌هاي فردوس برين فرزند شهيد خويش را نزد خداي خود ملاقات و ديدار کنند.
امروزه اما غربت مزار شهداي گمنام، در عين حضور شيفتگان مکتب شهيد و شهادت همچنان بر دل سنگيني مي‌کند. زيرا کسي را توانايي غربت‌زدايي از اين مزارات مقدس نيست مگر خداي غريب‌نواز.
چندين دلاور عزيز و قهرمان شاندرمني هم به روزگار دفاع مقدس در لشگر شهيدان گمنام راه حسين مظلوم عليه‌السلام قرار گرفته‌اند که جسم پاکشان همچنان در جبهه‌هاي غرب و جنوب در پاسباني از ناموس و آئين و دين و مرز و بوم اين ديار در سنگرهاي نبرد و مقاومت، همچون سروي سبز قامت و استوار ايستاده‌اند و لکن چشم دنيايي ما از ديدنشان عاجز است، اما روح بلند و ملکوتي آنان در همه‌جاي اين ديار، هميشه حاضر و جاري و ساري است.
خاک شاندرمن در اسفندماه سال ۱۳۹۴ براي هيمشه ميزبان دو شهيد گمنام شد؛ شهيدي ۱۷ ساله که از فکّه و در عمليات والفجر ۸ به آسمان پر گشود و شهيدي ۲۰ ساله که از جزيره مجنون و در عمليات خيبر به معراج پرواز کرده است.
برکات حضور اين دو شهيد گمنام در شاندرمن گيلان همچون ساير نقاط اين مرز قهرمان‌پرور جاري و ساري است. گاهي که دل‌تنگي به اوج مي‌رسد همنشيني با اين شهيدان پُرنشانِ بي‌نشان که گمنام‌شان نام است، قلب آدمي را خنک و آرام و مقاوم مي‌کند. چه آنکه امام شهيدان، حضرت روح‌الله قدس‌الله نفسه زکيه فرمود: «شهدا، امام‌زادگان عشق‌اند که مزارشان زيارتگاه اهل يقين است» و ما چه مي‌دانيم از تربت امام‌زادگان عشق چه نسيم حياتي به دل و جان و قلب آدمي مي‌وزد و کجاست توفيق و سعادت درک و فهم چنين فيضي عظيم بر امثال اين حقير؟
در اين نوبت، با هم تصاويري از مزار شهيدان گمنام شاندرمن را با ديدگانمان زيارت مي‌کنيم و به فضل الاهي در نوشتاري ديگر، زبان و قلم و لنز دوربين خود را با نام و ياد شهيدان هميشه‌ جاويدان شاندرمني که همچنان هيچ اثري از آنان براي مادران‌شان نيامده، و آوازه‌شان در گمنامي انتظار و حضور موج مي‌زند عطرآگين خواهيم کرد.
۴ اسفند ۱۳۹۷ ـ قم مقدس

 


تست
تست