یکشنبه ۰۶ خرداد ۱۴۰۳ , 26 May 2024

تاریخ انتشار : ۱۰ تیر ۹۲
ساعت انتشار : ۷:۳۸ ب.ظ
چاپ مطلب

دولت ها پس از انقلاب اسلامی:از خیانت تا شهادت

دولت ها در جمهوری اسلامی سرنوشت و سرانجام متفاوتی داشته اند دقیقا همان طور که عملکردهای متفاوتی داشته اند و حالا بعد از پایان یافتن عمرشان برخی از این عملکردها و سرانجام ها در ذهن مردم به نام همان دولت هک شده است.

دولت ها در جمهوری اسلامی سرنوشت و سرانجام متفاوتی داشته اند دقیقا همان طور که عملکردهای متفاوتی داشته اند و حالا بعد از پایان یافتن عمرشان برخی از این عملکردها و سرانجام ها در ذهن مردم به نام همان دولت هک شده است.

مروری بر روزهای پایانی عمر دولت های پس از انقلاب اسلامی خالی از لطف نیست و بر همین اساس گذری بر صفحات تاریخ لازم می باشد تا بتوان برخی از این شاخص ها و سرانجام ها را مرور کرد.
 
دولتی کاملا موقت
بعد از انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) بر اساس پیشنهاد شورای عالی انقلاب مهندس مهدی بازرگان را بعنوان رئیس دولت موقت مامور تشکیل دولتم کردند تا اولین دولت بعد از انقلاب ولو موقت شکل بگیرد و بازرگان اولین رئیس دولت در جمهوری اسلامی نام گرفت ولی او رئیس جمهور نبود بلکه نخست وزیر بود.
بنا به قانون بازرگان باید برای تعیین وزرایش رای اعتماد شورای انقلاب را می گرفت ولی هر جا که شورای انقلاب با وزیر پیشنهادی او مخالفت می کرد بازگان یک جمله بیشتر نداشت که اعضای شورا با توجه به شرایط کشور وزیر او را قبول می کردند و آن جمله این بود: «اگر شما اینها را قبول نکنید، ناچارم استعفا بدهم».
 
اختلافات بین دولت موقت و شورای انقلاب بالا گرفت کار به آنجا رسید که برای داوری پناه به امام خمینی(ره) بردند و بنا بر این شد که قسمتی از شورای انقلاب با دولت موقت ترکیب و هماکاری کنند تا مشکلات حل شود.
 
اما ادغام نسبی دولت و شورای انقلاب نیز کمکی به حل تنش میان دو قدرت نکرد و اختلاف‌ها روز به روز اوج گرفت، تا جایی که مهندس بازرگان ادامه فعالیت را غیرممکن دید و یک روز پس از تسخیر لانه جاسوسی امریکا به دست دانشجویان پیرو خط امام در تاریخ ۱۴/۸/۱۳۵۸، در نامه‌ای استعفای خود را تقدیم امام خمینی کرد و به‌طور رسمی از کار کناره‌گیری کرد. امام هم در نامه‌ای در تاریخ ۱۵/۸/۱۳۵۸ استعفای وی را پذیرفت.
 
مهندس بازرگان، علت استعفای خود را دخالت‌ها و مخالفت‌های سایر مراکز قدرت که مهم‌ترین آنها شورای انقلاب بود، ذکر می‌کند و می‌گوید: «… با کمال احترام معروض می‌دارد، پیرو توضیحات مکرر گذشته و نظر به این‌که دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف نظرها انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب، مدتی است غیرممکن ساخته است و در شرایط تاریخی حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نیست، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانید، کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آنان هماهنگی وجود داشته باشد، مأمور تشکیل دولت فرمایند.»
 واینگونه دولت موقت، موقت ماند و به کار خود پایان داد تا مهر استعفا بر پیشانی اولین دولت بخورد.
 
به بهانه خدمت آمد با خیانت رفت
ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور ایران با اندکی وقفه بعد از دولت موقت شروع به کار کرد او که خود را به مردم یک خدمتگذار معرفی کرده بود جز آشوب و بلوا هیچ چیز دیگری برای کشور به ارمغان نیاورد.
هر روز بساطی از سوی هواداران بنی صدر و مخصوصا منافقین به سرکردگی مسعود رجوی بر پا بود و میتینگ های او هم اوضاع کشور را آشفته می کرد.
به سبب شرایط خاص کشور و وجود آشوب در استان هاى گوناگون، امام خمینى با اعلام این که در این شرایط ویژه بیش از هر مرحله به تمرکز قوا نیاز است، مقام نیابت فرماندهى کل قوا را به بنى صدر واگذار کرد.
بنی صدر که پیش از رئیس جمهور شدنش با حزب جمهوری اسلامی درگیر بود و از طریق روزنامه ی انقلاب اسلامی که متعلق به خودش بود بر علیه این حزب مقاله می نوشت و جو تخریبی ایجاد می کرد بعد از ریاست جمهوری و با انجام انتخابات مجلس و پیروزی حزب جمهوری اسلامی درگیری هایش با این حزب بیشتر شد و کشور به دو گروه سیاسی تقسیم شد؛ گروه اول گروهی بودند که حامیان بنی صدر بودند که متشکل از چپ ها و لیبرال ها بودند و گروه دوم هم نیروهای حزب جمهوری اسلامی و حزب اللهی ها بودند.
 
نخستین مرحله ى اختلاف بین دو جریان مورد اشاره، در انتخاب نخست وزیر شدت گرفت؛ طبق قانون اساسى (اولیه و قبل از بازنگرى)، رئیس جمهور بایستى فردی را جهت تصدی سمت نخست وزیری به مجلس شورای اسلامی معرفی کند و پس از رأی اعتماد نمایندگان مجلس، منصب اورسمیت و اعتبار می یافت.
 
بنی صدر و گروهک های پشتیبان او برای تحمیل کردن فرد موردنظر خود به مجلس، اقدام به هیاهو و جوسازی گسترده کردند، اما به دلیل ایستادگی نمایندگان مجلس، سرانجام رئیس جمهور مجبور شد، محمدعلی رجایی را که مورد اعتماد مجلس بود معرفی کند و با رأی قاطع نمایندگان،رجایی نخست وزیر شد.
با شروع جنگ تحمیلی کشمکش های سیاسی بنی صدر و ایجاد تنش های داخلی تاثیری مخرب در روحیه رزمندگان داشت و بنی صدر هم بجای توجه به جبهه ها مدام به این تنش ها دامن می زد و حتی دستور زد و خورد مردم را هم می داد و در کنار آن رزمندگان و بسیجیانی را که داوطلبانه به جبهه رفته بودند محدود کرده بود و باعث ایجاد ناهماهنگی در جبهه ها شد.
 
وقتى اختلاف ها به مرحله اى رسید که امکانى براى اصلاح باقى نماند، و اساس اسلام و انقلابدر خطر قرار گرفت، امام در بیستم خرداد ۱۳۶۰ ، طى حکمى، بنى صدر را از فرماندهى کل قوا عزل کرد.
 
به دلیل کج روى و احساس مسئولیت نکردن بنى صدر در شرایط حساس و خطیر کشور، مجلس شوراى اسلامى، مطابق قانون اساسى، با اکثریت آرا به عدم صلاحیت بنى صدر براى ادامه ى مسئولیت ریاست جمهورى رأى داد. این رأى به تأیید امام نیز رسید و با پشتیبانى قاطبه ى مردم ایران روبه رو شد.
بنی صدر هم که از محتوای اسنادی که بر علیه اش بود مطلع بود می دانست که اگر دستگیر بشود مطمئنا نمی تواند اسناد لانه جاسوسی و برخی از خیانت هایش را انکار کند و اعدام می شود با کمک مسعود رجوی و با لباس زنامه از کشور گریخت و نامش به عنوان یک خائن در ذهن ملت ایران ثبت شد.
 
دولتی که پروانه شد و پر زد
به دنبال عزل بنی‌صدر از مقام ریاست جمهوری، شهید رجایی در دومین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری اکثریت آرای مردم را به خود اختصاص داد و شهید باهنر را مأمور تشکیل کابینه کرد.
همزمان با دولت شهید رجایی و باهنر موج ترور توسط منافقان کور دل در کشور به راه افتاد و این در حالی بود که کشور در جبهه های نبرد حق علیه باطل هم درگیر بود و شهیدان رجایی و با هنر بعنوان رئیس جمهور و نخست وزیر تمام توان خود را برای اداره کشور و مدیریت جنگ بکار گرفته بودند.
سرانجام منافقان کور دل که تاب موفقیت این دو شهید بزرگوار را نداشتند و از طرف حزب جمهوری اسلامی هم ضربه های سختی خورده بودند دفتر این حزب را در ۷ تیرماه منفجر کردند تا علاوه بر این دو شهید بزرگوار ۷۰ شهید دیگر نیز همچو پروانه پر کشیدند و سرنوشت سومین دولت جمهوری اسلامی به شهادت ختم شد.
 
دولتی که به رهبری ختم شد
بعد از شهادت شهید رجایی سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و آیت الله خامنه ای به عنوان منتخب ملت سومین رئیس جمهور ایران اسلامی شدند.
این دولت اولین دولت در جمهوری اسلامی بود که توانست تا آخر به ماموریت خویش ادامه دهد و دو دوره متوالی در مسند قدرت باقی بماند اما این دولت هم هرچه به پایان کارش نزدیکتر می شد با مشکلات پیچیده تری مواجه شد و سال آخر این دولت یک سال پر ماجرا را رقم زد.
سال پایانی ریاست جمهوری حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای با حوادث گوناگونی مواجه بود از پایان جنگ تا استعفای موسوی از نخست وزیری و مخالفت رئیس جمهور با این استعفا، عزل قائم مقام رهبری و رحلت حضرت امام خمینی(ره). حضرت‌آیت‌الله خامنه‌ای در این سال از آحاد ملت و کارکنان دولت خواستند که دست به دست هم برای بازسازی کشور به‌پاخیزند.
در تمام این اتفاقات سال پایانی دولت چهارم جمهوری اسلامی، خود دولت به‌ جز ماجرای استعفای نخست وزیر کم‌ترین نقش را در اتفاقات و هیجانات سیاسی آن زمان بازی می‌کرد.
دولت آیت الله خامنه ای بعلت رحلت حضرت امام و انتخاب شدن ایشان برای رهبری نظام اندکی زودتر از موعد به پایان رسید سرانجام این دولت به رهبری ختم شد.
۸ سال سازندگی هاشمی رفسنجانی همراه توسعه اقتصادی

اکبر هاشمی رفسنجانی هم بعد از آیت الله خامنه ای بعنوان چهارمین رئیس جمهور ایران اسلامی از طرف مردم برگزیده شد؛ این دولت که با شعار

سازندگی بعد از جنگ تحمیلی روی کار آمده بود با توسعه اقتصادی پروژه های عمرانی زیادی را آغاز کرد و در طی آن دولت مجبور شد که از صندوق بین المللی پول استقراض کند و به تبع آن روز به روز تورم در در جامعه افزایش پیدا کرد و به بالاترین نرخ تورم در تاریخ جمهوری اسلامی یعنی ۴۹ درصد رسید.
هاشمی رفسنجانی در سال آخر دولت خود بیشتر به دنبال افتتاح طرح‌های مانده اقتصادی و افتتاح پروژه‌ها عمرانی بود. که در این میان در سال آخر با حواشی روبرو شد.
 انتخابات مجلس پنجم شورای اسلامی و حضور فائزه هاشمی دختر رئیس جمهور در این مجلس و مطرح شدن بحث دوچرخه سواری خانم ها توسط وی از مهم‌ترین حواشی سال آخر دولت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بوده‌است.
از دیگر مسائل مهم این سال تلاش طرفدارن هاشمی برای ماندن وی به عنوان رئیس جمهور بعد از پایان دو دوره دولت قانونی هاشمی بود، که این کار با مخالفت مقام معظم رهبری، با این کار این طرح با شکست مواجه شد.
بحث داغ قتل های رستوران میکنوس و حاشیه سازی دولت آلمان برای جمهوری اسلامی ایران از مهم‌ترین مسائل دولت هاشمی در سیاست خارجی در سال آخر دولت خود بود.
هاشمی رفسنجانی بعد از پایان دوره ریاست جمهوری اش از طرف رهبر معظم انقلاب بعنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد.
 
۸ سال اصلاحات و هر ۹ روز یک بحران
سید محمد خاتمی در حالی با شعار «درود بر سه سید فاطمی، خمینی، خامنه ای و خاتمی» با رای مردم بعنوان رئیس جمهور برگزیده شد که در دولت او بیشترین حملات به نهاد رهبری صورت پذیرفت و مشهور است که در دولت اصلاحات هر ۹ روز یک بحران برای کشور بوجود آمده است.
دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی نسبت به روسای جمهور گذشته، پرحاشیه تر بود. سال آخر دولت هشت ساله وزیر سابق فرهنگ، همراه بود با شکست همفکران او در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی، مصاحبه مطبوعاتی وی و گلایه از تدارکات‌چی خواندن رئیس جمهور از جنجال‌های سال آخر دولت خاتمی بود.
علاوه بر ماجرا قتل های زنجیره ای، ۱۸ تیر ۷۸، کنفرانس برلین و … که در سال های قبل از سال آخر دولت اتفاق افتاده بود میتوان به اتفاقاتی از جمله استیضاح وزیر راه دولت بخاطر انفجار راه آهن نیشابور، شکست اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هفتم و ماجرا های مجلس ششم و تدارک چی خواندن رئیس جمهور اشاره کرد و از آخرین نکته ای که در دولت خاتمی اتفاق افتاد رد صلاحیت شدن کاندیدای مورد حمایت او در انتخابات ریاست جمهوری بود که باعث شد پیاده نظام اصلاحات این را بهانه ای برای شورش کنند و دست به آشوب بزنند که این ماجرا با حکم حکومتی رهبری و تایید صلاحیت معین حل شد.
سید محمد خاتمی پس از ۸ سال ریاست جمهوری به بنیاد باران رفت به فعالیت های سیاسی اش بعنوان یک چهره اصلاح طلب ادامه داد.
 
دولت خدمتگذار و پر حاشیه
احمدی نژاد که با شعار عدالت و نفی مدیریت گذشتگان بر سر کار آمده بود بعد از ۴ سال خدمت رسانی به آحاد ملت در انتخابات سال ۸۸ بعنوان منتخب ملت برگزیده شد اما رقبای او به این نتیجه باور نداشتند و به بهانه واهی تقلب دست به آشوب زدند و فتنه ای ۸ ماهه برای نظام اسلامی درست کردند این حوادث در ۹ دی ماه سال۸۸ به پایان رسید.
سال آخر دولت احمدی نژاد با حواشی زیادی همراه بود اما اولین حاشیه را برای دولت خود او آفرید احمدی نژاد زمانی که مشغول انجام گفتگوی ویژه خبری بود به سوال مجری مبنی بر سال آخر بودن دولتش واکنش نشان داد و گفت: شما از کجا می‌دانید این سال آخر دولت است؟
 این سخن احمدی نژاد مخالفین و موافقین رئیس جمهور را به واکنش‌های مختلفی مجبور ساخت.
در حالی که رئیس جمهور برای سخنرانی به سازمان ملل رفته بود جوانفکر مدیر مسئول روزنامه ایران و مشاور رسانه ای احمدی نژاد با دستور قوه قضائیه بازداشت شد و احمدی نژاد در بدو بازگشتش به ایران گفت که تمام توانش را بکار میگیرد تا جوانفکر را آزاد کند اما وقتی دید که این تلاش بی ثمر است به رئیس قوه قضاییه نامه نوشت و درخواست بازدید از اوین را داد که خود حواشی بسیاری را داشت.
اما حواشی دولت احمدی نژاد تمام نشدنی بود او در یک کنفرانس مطبوعاتی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسیده بود لاریجانی گفته است که تحریم ها اثر ندارد گفت: پس حتما تصمیمات ایشان اثر دارد و همین یک جمله باعث شد تا رابطه بین دو قوه شکرآب شود و حاشیه ها جای متن را بگیرند.
حواشی سال آخر دولت احمدی نژاد آنقدر زیاد است که اگر قرار باشد هر کدام به تنهایی مورد بررسی قرار بگیرند باید یک کتاب در مورد آن نوشت و به طور خلاصه می توان اینطور از آنها نام برد: ماجرای استیضاخ شیخ الاسلام و نواری که احمدی نژاد بر علیه خانواده لاریجانی رو کرد، بالا رفتن نرخ ارز و سکه، برکناری وزیر بهداشت، بازگشایی مجدد خانه سینما، اهدای بی حساب و کتاب نشان های افتخار، جشن سوم تیر و رجعت احمدی نژاد، ماجرای در آغوش گرفتن مادر چاوز، دکتری افتخاری از دانشگاه دارالحکمه برای احمدی نژاد، همراهی با مشایی برای ثبت نام در انتخابات همه جزء حواشی دولت احمدی نژاد در سال آخر هستند حال باید منتظر نشست و دید که محمود احمدی نژاد به کدام یک از سرانجام دولت ها دچار خواهد شد، آیا او و دولتش سرنوشت متفاوتی خواهند داشت؟
 

ویژه ها